ترجمه "fen" به فارسی
لشاب, باتلاق, مرداب بهترین ترجمه های "fen" به فارسی هستند.
fen
noun
دستور زبان
A plural form of fan used by enthusiasts of science fiction, fantasy, and anime, partly from whimsy and partly to distinguish themselves from fans of sport, etc. [..]
-
لشاب
type of wetland
-
باتلاق
nounOn the other side the meads had become rolling downs of withered grass amidst a land of fen and tussock.
در ساحل دیگر علف زارهای خشک به تدریج جای خود را به سرزمینی داده بود پوشیده از کپههای علف و باتلاق.
-
مرداب
nounat once that some of my shipmates must be drawing near along the borders of the fen.
بیگمان یکی از همراهان من در کشتی از کنار مرداب بدین جا نزدیک میشود.
-
ترجمه های کمتر
- (زمین گود و مسطح و باتلاقی) لشاب زار
- تالاب زار
- فن (یکان پول کشور چین برابر با یک صدم یوان Yuan)
- کول زار
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " fen " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "fen"
اضافه کردن مثال
اضافه کردن