ترجمه "ferment" به فارسی

اضطراب, ناآرامی, تخمیر بهترین ترجمه های "ferment" به فارسی هستند.

ferment verb noun دستور زبان

To react, using fermentation; especially to produce alcohol by allowing yeast to act on sugars; to brew. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • اضطراب

    noun
  • ناآرامی

    noun
  • تخمیر

    noun

    The still air ferments, and seems to boil.

    هوا بیحرکت مانده تخمیر میشود، گوئی میجوشد.

  • ترجمه های کمتر

    • مخمر
    • خروش
    • جوش
    • هیجان
    • آشوب
    • شور
    • آشوباندن
    • آشوبیدن
    • بوزک
    • شوراندن
    • وزاندن
    • وزگر
    • وزیدن
    • شوریدگی
    • آشفتگی
    • آشوب زده شدن
    • به جوش و خروش آمدن
    • به شور آمدن
    • به هیجان آوردن
    • تخمیر کردن یا شدن
    • ترش بودن
    • ترش شدن
    • جوش و خروش
    • رجوع شود به Fermentation
    • ور آمدن
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " ferment " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "ferment" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "ferment" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه