ترجمه "fermentable" به فارسی
انگیزاندانی, ترش شدنی, قابل تخمیر بهترین ترجمه های "fermentable" به فارسی هستند.
fermentable
adjective
دستور زبان
Able to ferment or be fermented [..]
-
انگیزاندانی
-
ترش شدنی
-
قابل تخمیر
-
ترجمه های کمتر
- قابل تهییج
- هیجان پذیر
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " fermentable " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "fermentable" با ترجمه به فارسی
-
تخمير سوبستراي جامد · تخمير فاز جامد · تخمیر حالت جامد
-
تخمير هوازي
-
تخمير بيهوازي
-
تخمیر کوجیک
-
تخمیر استیک
-
برامده · مخمر · ورامده
-
آغازگرهاي فراورده کشتشده · آغازگرهاي ميكروبي · آغازگرهای فراورده تخمیری · کشتهای آغازگر
-
شير تخميری · شير ترش · شیر پرورده · مشروبات لاكتيكي
اضافه کردن مثال
اضافه کردن