ترجمه "fermentive" به فارسی

مخمر, جوش اور بهترین ترجمه های "fermentive" به فارسی هستند.

fermentive
+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • مخمر

    noun

    you brought fermented soybean blocks & jars for the palace last year, right?

    شما سال گذشته مخمر خمیر سویا را در کوزه های سربسته خریداری کردید؟

  • جوش اور

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " fermentive " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "fermentive" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "fermentive" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه