ترجمه "fervour" به فارسی

شوق, شور, حرارت بهترین ترجمه های "fervour" به فارسی هستند.

fervour noun دستور زبان

An intense, heated emotion; passion, ardour. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • شوق

    noun
  • شور

    adjective noun

    It was about this time, that is to say, the beginning of winter, that she seemed seized with great musical fervour.

    در همین اوقات، یعنی با شروع فصل زمستان بود که معلوم شد اما شور و علاقه عجیبی به موسیقی پیدا کرده است.

  • حرارت

    The anonymous writer, after expounding, with great eloquence and fervour,

    نوسینده ناشناس، پس از آنکه با فصاحت و حرارت بسیار،

  • ترجمه های کمتر

    • اشتیاق
    • حمیت
    • غیرت
    • التهاب
    • گرمی
    • تحریک
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " fervour " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "fervour" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه