ترجمه "fervid" به فارسی
سوزان, سوزنده, مشتعل بهترین ترجمه های "fervid" به فارسی هستند.
fervid
adjective
دستور زبان
Intensely hot, emotional, or zealous. [..]
-
سوزان
Day its fervid fires had wasted,
گرمای سوزان روز رو به پایان نهاده،
-
سوزنده
-
مشتعل
-
ترجمه های کمتر
- داغ
- گرم
- پر اشتیاق
- پر حرارت
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " fervid " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "fervid" با ترجمه به فارسی
-
التهاب · حرارت · حمیت · شوق · غیرت · گرمی زیاد
-
حرارت · حمیت · غیرت · گرمی زیاد
اضافه کردن مثال
اضافه کردن