ترجمه "fervent" به فارسی

سوزان, گرم, پرحرارت بهترین ترجمه های "fervent" به فارسی هستند.

fervent adjective دستور زبان

Exhibiting particular enthusiasm, zeal, conviction, persistence, or belief. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • سوزان

    We've got to beat them down, whispered Daisy, winking ferociously toward the fervent sun.

    دی زی چشمکی به سبعیت خورشید سوزان کرد و به نجوا گفت: باید بکوبیمشون.

  • گرم

    adjective noun
  • پرحرارت

  • ترجمه های کمتر

    • تفسان
    • داغ
    • (عشق و پندار و غیره) پر تب و تاب
    • پر اشتیاق
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " fervent " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "fervent" با ترجمه به فارسی

  • ارزومندانه · ازروی حرارت · باحرارت · باشوق · مشتاقانه
اضافه کردن

ترجمه های "fervent" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه