ترجمه "ferule" به فارسی
گرز, سگک، قلاب، حلقه فلزی که جهت استحکام دور سر چوب اندازند, چوب پهن (مانند خط کش) که سابقا با آن بچه ها را ادب می کردند بهترین ترجمه های "ferule" به فارسی هستند.
ferule
verb
noun
دستور زبان
A ruler-shaped instrument, generally used to slap naughty children on the hand. [..]
-
گرز
noun -
سگک، قلاب، حلقه فلزی که جهت استحکام دور سر چوب اندازند
-
چوب پهن (مانند خط کش) که سابقا با آن بچه ها را ادب می کردند
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " ferule " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "ferule" با ترجمه به فارسی
-
سدیم فرولیت
-
اسید فروليك · فرولیک اسید
اضافه کردن مثال
اضافه کردن