ترجمه "fervency" به فارسی
التهاب, شوق, (بیشتر در مورد عشق یا رفتار و سخن) حرارت بهترین ترجمه های "fervency" به فارسی هستند.
fervency
noun
دستور زبان
The state of being fervent [..]
-
التهاب
noun -
شوق
noun -
(بیشتر در مورد عشق یا رفتار و سخن) حرارت
-
ترجمه های کمتر
- آتش مندی
- تب و تاب
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " fervency " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن