ترجمه "fester" به فارسی

چرک, پوساندن, پوسیدن بهترین ترجمه های "fester" به فارسی هستند.

fester verb noun دستور زبان

To become septic; to become rotten. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • چرک

    noun

    did those spots ever turn reddish or fester?

    آیا محل های سوزن قرمز میشد یا چرک میکرد؟

  • پوساندن

  • پوسیدن

    verb
  • ترجمه های کمتر

    • گنداندن
    • گندیدن
    • دلچرکین شدن
    • (مجازی) بد تر شدن
    • ریم دار کردن
    • سرباز کردن
    • فاسد شدن
    • چرک دار کردن
    • چرک کردن (زخم و غیره)
    • گزک زدن
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " fester " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "fester" با ترجمه به فارسی

  • بلوغ · ترشح چرک · تولید جراحت · ریم · چرک
  • بلوغ · ترشح چرک · تولید جراحت · ریم · چرک
  • بلوغ · ترشح چرک · تولید جراحت · ریم · چرک
  • بلوغ · ترشح چرک · تولید جراحت · ریم · چرک
  • بلوغ · ترشح چرک · تولید جراحت · ریم · چرک
اضافه کردن

ترجمه های "fester" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه