ترجمه "festively" به فارسی
باسوروشادی, چنانکه درخورجشن یاعیدی باشد بهترین ترجمه های "festively" به فارسی هستند.
festively
adverb
دستور زبان
In a festive manner
-
باسوروشادی
-
چنانکه درخورجشن یاعیدی باشد
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " festively " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "festively" با ترجمه به فارسی
-
جشنواره فیلم
-
برگزاری جشن (یا جشنواره) · بزم · جشن · جشن و بزن و بکوب · جشن و سرور · جشنواره · شادمانی · شادی · شادیانه · عید
-
(وابسته به یا مناسب جشن و جشنواره) جشنی · بزمی · جشن و سرور(ی) · خوش · شاد · شادی · عیدی
-
(به ویژه مذهبی) عید · برگزاری (جشن) · بزم · بزمی · جشن · جشن و سرور · جشن گیری · جشنواره · جشنی · سور · شادیانه · عید · عیدی · فستیوال · وابسته به جشن یا جشنواره
-
جشنواره راک
-
انجامنا
-
لوند بزمی
-
جشنواره فیلم فجر
اضافه کردن مثال
اضافه کردن