ترجمه "festoon" به فارسی
گلبند, (با حلقه های گل یا برگ و غیره) آذین کردن, (معماری و مبل سازی و غیره) آذین به شکل حلقه ی گل بهترین ترجمه های "festoon" به فارسی هستند.
festoon
verb
noun
دستور زبان
An ornament such as a garland or chain which hangs loosely from two tacked spots. [..]
-
گلبند
-
(با حلقه های گل یا برگ و غیره) آذین کردن
-
(معماری و مبل سازی و غیره) آذین به شکل حلقه ی گل
-
ترجمه های کمتر
- (گل) حلقه کردن
- اکلیل
- با حلقه های گل بهم وصل کردن
- به صورت حلقه ی گل در آوردن
- حلقه ی گل (که دور گردن یا در آذین بندی می آویزند)
- هلال گلی (یا برگ و غیره)
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " festoon " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "festoon"
اضافه کردن مثال
اضافه کردن