ترجمه "feudally" به فارسی

بطورتیول, بترتیب ملوک الطوایف بهترین ترجمه های "feudally" به فارسی هستند.

feudally adverb دستور زبان

In a feudal manner. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • بطورتیول

  • بترتیب ملوک الطوایف

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " feudally " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "feudally" با ترجمه به فارسی

  • تیولی · خان خانی · دشمنانه · زمین سالاری · فئودال · ملوک الطوایفی · وابسته به دشمنی دیرین · وابسته به نظام خان خانی یا زمین سالاری
  • (اروپای قرون وسطی)جامعه ی زمین سالار · تیول داری · زمین داری · زمین سالاری · فئودالیسم · ملوک الطوایفی · نظام ارباب رعیت · نظام خان خانی (یا ملوک الطوایفی) · نظام فئودالیته
  • بوم سالاری · تیول · تیول داری · خان خانی · زمین سالاری · زمینی که در مقابل بیگاری یا پول به رعیت کرایه داده می شد · فئودالیته
  • تبدیل به نظام خان خانی (فئودال) کردن · تیولی کردن · ملوک الطوایفی کردن
  • رجوع شود به feudalism · فئودالیسم · ملوک الطوایفی
  • تبدیل به تیول · عمل ملوک الطوایفی کردن
  • امارت
  • اقا · امیر · فئودال
اضافه کردن

ترجمه های "feudally" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه