ترجمه "fever" به فارسی

تب, هیجان, شور بهترین ترجمه های "fever" به فارسی هستند.

fever verb noun دستور زبان

A higher than normal body temperature of a person (or, generally, a mammal), usually caused by disease. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • تب

    noun

    higher than normal body temperature [..]

    But if you notice anything delirium or fever wake me at once.

    به محض اینکه ملتفت چیزی شدی، مثلاً هذیان یا تب، یا چیز دیگری فوراً مرا بیدار کن.

  • هیجان

    noun

    after life's fitful fever they sleep well, '

    بعد از هیجان پرآشوب زندگی، خوب میخوابند ، حالا کجا دارید میروید، خانم فر فاکس؟

  • شور

    adjective noun

    Xiao Lan's dunk has really brought the game to a fever pitch!

    دانک کردن زيائو لان واقعاً مسابقه تو شور و هيجان فرو برده.

  • ترجمه های کمتر

    • تبدار
    • گرمش
    • به تب و تاب آوردن
    • به جوش و خروش آمدن
    • به شور آوردن
    • بیماری تب آور
    • تب دار کردن یا شدن
    • جوش و خروش
    • هیجانی کردن
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " fever " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Fever

Fever (novel)

+ اضافه کردن

"Fever" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Fever در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

عباراتی شبیه به "fever" با ترجمه به فارسی

  • ويروس تب سهروزه · ویروس تب بیدوام گاوی
  • تب مالت · تب مواج
  • (پزشکی) تب مالت (رجوع شود به undulant fever)
  • تب ساحل آفريقايي · تب ساحل شرقی · تيلريوز
  • تب ساحل آفريقايي · تب ساحل شرقی · تيلريوز
  • تب خوكی كلاسيك · تب خوکی · وبای خوکی
  • تب مالت · تب مواج
  • تنبلی بهاره · رخوت و بی حالی که در روزهای گرم بهار احساس شود
اضافه کردن

ترجمه های "fever" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه