ترجمه "feverous" به فارسی
تب خیز, تب دار بهترین ترجمه های "feverous" به فارسی هستند.
feverous
adjective
دستور زبان
affected with fever or ague [..]
-
تب خیز
-
تب دار
We lay down to kip in such a fever that we didn't even take our boots off.
با حالتی تب دار، بدون اینکه پوتینهایمان را از پا بیرون بیاوریم. دراز کشیدیم.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " feverous " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "feverous" با ترجمه به فارسی
-
تب مالت · تب مواج
-
(پزشکی) تب مالت (رجوع شود به undulant fever)
-
تب ساحل آفريقايي · تب ساحل شرقی · تيلريوز
-
تب ساحل آفريقايي · تب ساحل شرقی · تيلريوز
-
تب خوكی كلاسيك · تب خوکی · وبای خوکی
-
تب مالت · تب مواج
-
تنبلی بهاره · رخوت و بی حالی که در روزهای گرم بهار احساس شود
اضافه کردن مثال
اضافه کردن