ترجمه "few" به فارسی

کم, اندک, معدود بهترین ترجمه های "few" به فارسی هستند.

few adjective pronoun noun دستور زبان

(preceded by another determiner) An indefinite, but usually small, number of. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • کم

    determiner adjective noun

    small number [..]

    It was easy to find seats in the train because there were so few passengers.

    در قطار راحت جا پیدا میشد، چون تعداد مسافران خیلی کم بود.

  • اندک

    Very few clouds to block out the worryingly full moon.

    ابرهایی که جلو ماه کامل و نگران کننده را میپوشانند خیلی اندک اند.

  • معدود

    adjective

    Yet perhaps I know him as well as any but a few.

    با این حال شاید مـن هـم بـه اندازه بقیه، البته به استثنای یک عده معدود، او را میشناسم.

  • ترجمه های کمتر

    • اندکی از
    • کمی از
    • چند
    • کمی
    • معدودی
    • تعدادی
    • اندکی
    • برخی
    • شماری
    • وید
    • انگشت شمار
    • قلیل (با: a)
    • چند تا (یی)
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " few " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Few proper

(UK) The pilots who fought in the Battle of Britain [..]

+ اضافه کردن

"Few" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Few در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

عباراتی شبیه به "few" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "few" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه