ترجمه "feudatory" به فارسی
تیول, تبعه, رعیت بهترین ترجمه های "feudatory" به فارسی هستند.
feudatory
adjective
noun
دستور زبان
Relating to feudalism, feudal. [..]
-
تیول
-
تبعه
noun -
رعیت
noun
-
ترجمه های کمتر
- تیول دار
- رعیتی که در مقابل بیگاری یا پول زمین در اختیارش گذاشته اند
- زمین داده شده در مقابل خدمت
- هم بیعت
- وابسته به رابطه ی خان خانی (تیول دهنده و تیول دار)
- وظیفه ی تیول دار نسبت به صاحب زمین
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " feudatory " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن