ترجمه "fib" به فارسی

دروغ, داستان, جفنگ بهترین ترجمه های "fib" به فارسی هستند.

fib verb noun دستور زبان

(informal) A lie, especially one that is more or less inconsequential. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • دروغ

    noun

    You don't suppose I am fibbing, do you?

    آیا تصور نمیکنید به شما دروغ گفته باشم؟

  • داستان

    noun

    He was vaguely irritated that Mildred still had this passion for telling fibs.

    فیلیپ از دروغپردازی و داستان سرهم کردن میل درد ناراحت بود.

  • جفنگ

  • ترجمه های کمتر

    • افسانه
    • قصه
    • حکایت
    • شرح
    • دروغ مصلحت آمیز
    • دروغ کم اهمیت
    • دروغ کوچک
    • دروغ کوچک گفتن
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " fib " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "fib" با ترجمه به فارسی

  • تارلرزه · فیبریلاسیون بطنی
اضافه کردن

ترجمه های "fib" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه