ترجمه "fiber" به فارسی
رشته, نخ, الیاف بهترین ترجمه های "fiber" به فارسی هستند.
fiber
noun
دستور زبان
(countable) A single elongated piece of a given material, roughly round in cross-section, often twisted with other fibers to form thread. [..]
-
رشته
nounWell yeah, it's all as Cindy said, but there's no prints, fibers, anything.
خب آره ، همه چيز همونطوريه که سيندي گفت ولي نه اثرانگشتي هست نه رشته نخي نه هيچي.
-
نخ
nounNot yet, but we may have a match on the yellow carpet fibers.
هنوز نه.اما تطابقي با نخ هاي زرد قالي داريم
-
الیاف
natural or synthetic substance made of long, thin filaments
In fact, more recently, we've been able to make collagen fibers
درواقع، اخیراً موفق شدیم الیاف کلاژنی بسازیم که
-
ترجمه های کمتر
- تار
- تارچه
- دشک
- منش
- شخصیت
- (ریسندگی) خامه
- (مجازی) نهاد
- بافت (پارچه)
- تار و پود
- رجوع شود به roughage
- ریشه ی تار مانند
- فیبر (علوم رایانه)
- لیف (الیاف)
- موی ریشه
- نای چه
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " fiber " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "fiber"
عباراتی شبیه به "fiber" با ترجمه به فارسی
-
محصولات نساجي · محصولات گیاهی الیافی · گياهان اليافي
-
(تارهایی که برای این کار به کار می رود) نور نای · (شاخه ای از نور شناسی که با فرستادن نور و تصویر و غیره از درون تارهای پلاستیکی سر و کار دارد) فیبر نوری · نور تار
-
بتن الیافی
-
فیبر غذایی
-
تارهای تند انقباض
-
الیاف بتا (نام تجارتی الیاف مصنوعی که ناآتشگیر است و در عایق و برخی پارچه ها به کار می رود)
-
کابل فیبر نوری
-
رشته · نخ
اضافه کردن مثال
اضافه کردن