ترجمه "fiat" به فارسی

اجازه, فرمان, فیات بهترین ترجمه های "fiat" به فارسی هستند.

fiat verb noun دستور زبان

An authoritative command or order to do something; an effectual decree. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • اجازه

    noun
  • فرمان

    noun

    are like fiat lux, "Let there be light."

    مثل فرمان الهی «نور را آفریدیم» است.

  • فیات

    So he had given Baker his fiat to fly to Belgrade and make application for the purchase

    بنابراین، او هواپیمای فیات خودش را در اختیاربیکر گذاشته بود تا با آن به بلگراد رفته،

  • ترجمه های کمتر

    • دستور
    • حکم
    • یاسا
    • حکمی
    • قانون
    • امر
    • (لاتین : چنین باشد
    • حکم می شود که) حکم قانونی
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " fiat " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Fiat proper

An automobile manufactured by the Italian firm Fiat S.p.A.. [..]

+ اضافه کردن

"Fiat" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Fiat در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

FIAT Phrase

fix it again Tony, a derogatory slang phrase for Fiat, a backronym

+ اضافه کردن

"FIAT" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای FIAT در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

عباراتی شبیه به "fiat" با ترجمه به فارسی

  • اسکناس بی پشتوانه (که به فرمان و اعتبار سلطان یا دولت و غیره در جریان گذاشته می شود) · پول بدون پشتوانه · پول بیپشتوانه
  • معیار بی اساس
اضافه کردن

ترجمه های "fiat" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه