ترجمه "fiddler" به فارسی
رجوع شود به fiddler crab, ساز زن, ویولن زن بهترین ترجمه های "fiddler" به فارسی هستند.
fiddler
noun
دستور زبان
One who plays the fiddle. [..]
-
رجوع شود به fiddler crab
-
ساز زن
-
ویولن زن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " fiddler " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "fiddler"
عباراتی شبیه به "fiddler" با ترجمه به فارسی
-
(جانور شناسی) خرچنگ کاونده (جنس Uca که جنس نر آن دارای چنگال های تا به تا است)
اضافه کردن مثال
اضافه کردن