ترجمه "fielding" به فارسی
میدانبانی ترجمه "fielding" به فارسی است.
fielding
noun
verb
دستور زبان
The action of the verb to field. [..]
-
میدانبانی
action of fielders in collecting the ball after it is struck by the batsman, in such a way either to limit the number of runs that the batsman scores or to get the batsman out by catching the ball in flight or running the batsman out
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " fielding " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Fielding
proper
noun
A surname. [..]
+
اضافه کردن ترجمه
اضافه کردن
"Fielding" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Fielding در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
عباراتی شبیه به "fielding" با ترجمه به فارسی
-
بورقان
-
میدان بسته جبری
اضافه کردن مثال
اضافه کردن