ترجمه "fiend" به فارسی
شیطان, شيطان, دیو بهترین ترجمه های "fiend" به فارسی هستند.
fiend
verb
noun
دستور زبان
A demon [..]
-
شیطان
nounO beautiful fiend, show me your teeth.
یه شیطان زیبا ، دندون هات رو نشونم بده.
-
شيطان
When there's a crime, they blame the fiend.
وقتي يه جنايتي اتفاق ميفته اونا همه چيزو ميندازن به گردن شيطان
-
دیو
nounbut moaning and shuddering, wrestling with the grisly fiend.
لکن مینالید و میلرزید و با دیو مهیب در کشمکش بود.
-
ترجمه های کمتر
- ابلیس
- عفریت
- اهریمن
- نابکار
- غول
- (با لحن نیمه جدی) نسناس !
- (عامیانه)کسی که به کاری بسیار علاقه مند است (و در آن خیلی ماهر بوده و یا در آن زیاده روی می کند)
- آدم بد جنس
- آدم بد ذات
- آدم شریر
- بد نهاد
- بد کار
- روح خبیث
- روح پلید
- شیطون !
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " fiend " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "fiend" با ترجمه به فارسی
-
(امریکا - خودمانی) معتاد (به مواد مخدر)
اضافه کردن مثال
اضافه کردن