ترجمه "fieldwork" به فارسی
(ارتش) سنگربندی موقت, (در مورد گیاه شناس و باستان شناس و غیره)کار در دشت یا صحرا, دشت کاری بهترین ترجمه های "fieldwork" به فارسی هستند.
fieldwork
noun
دستور زبان
(uncountable) work done, or observations made out in the real world rather than in controlled conditions [..]
-
(ارتش) سنگربندی موقت
-
(در مورد گیاه شناس و باستان شناس و غیره)کار در دشت یا صحرا
-
دشت کاری
-
ترجمه های کمتر
- سنگر خاکی
- کار عملی (در رشته خود)
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " fieldwork " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن