ترجمه "fierceness" به فارسی
درنده خویی, تندی, سبعیت بهترین ترجمه های "fierceness" به فارسی هستند.
fierceness
noun
دستور زبان
The state of being fierce. [..]
-
درنده خویی
noun -
تندی
nounThe green'in the last moments of that strange, glowing, pre shower light'was fierce.
سبزهها در آخرین لحظات روشنایی درخشان و عجیب پیش از بارندگی رنگ تندی داشتند.
-
سبعیت
-
ترجمه های کمتر
- بیرحمی
- شدت
- تندخویی
- وحشی گری
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " fierceness " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "fierceness" با ترجمه به فارسی
-
(عامیانه) ناخوشایند · اکبیری · بد · بسیار مشتاق · بی امان · خشم آلود · خشمناک · خشمگین · دد منش · درنده · درنده خو · دو آتشه · دژم · زننده · سبع · سرسخت · شدید · شرزه · قاتل · قدرتمند · قوی · لگام گسیخته · مفرط · نا مهار · هار · وحشی · وحشیانه · ژیان · ژیان ، درنده · کوفتی
-
ازروی درنده خویی · باتندی · حریصانه · خشمگینانه · سخت
-
(عامیانه) ناخوشایند · اکبیری · بد · بسیار مشتاق · بی امان · خشم آلود · خشمناک · خشمگین · دد منش · درنده · درنده خو · دو آتشه · دژم · زننده · سبع · سرسخت · شدید · شرزه · قاتل · قدرتمند · قوی · لگام گسیخته · مفرط · نا مهار · هار · وحشی · وحشیانه · ژیان · ژیان ، درنده · کوفتی
-
(عامیانه) ناخوشایند · اکبیری · بد · بسیار مشتاق · بی امان · خشم آلود · خشمناک · خشمگین · دد منش · درنده · درنده خو · دو آتشه · دژم · زننده · سبع · سرسخت · شدید · شرزه · قاتل · قدرتمند · قوی · لگام گسیخته · مفرط · نا مهار · هار · وحشی · وحشیانه · ژیان · ژیان ، درنده · کوفتی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن