ترجمه "fierce" به فارسی
درنده, ژیان, سبع بهترین ترجمه های "fierce" به فارسی هستند.
fierce
adjective
دستور زبان
Extremely violent, severe, ferocious or savage. [..]
-
درنده
extremely violent, severe, ferocious or savage
I heard the pagans had fierce gods of war.
من شندیم که کافران خدایان درنده ی جنگ داشتند.
-
ژیان
extremely violent, severe, ferocious or savage
-
سبع
his fierce, humorous eyes, under brows like fingernails, stared straight ahead.
چشمهای سبع و ریشخندش از زیر ابروهای ناخنوار راست به جلو مینگریست.
-
ترجمه های کمتر
- شرزه
- ژیان ، درنده
- شدید
- وحشی
- وحشیانه
- خشمناک
- خشم آلود
- خشمگین
- زننده
- سرسخت
- قدرتمند
- قوی
- بد
- اکبیری
- قاتل
- دژم
- کوفتی
- مفرط
- هار
- (عامیانه) ناخوشایند
- بسیار مشتاق
- بی امان
- دد منش
- درنده خو
- دو آتشه
- لگام گسیخته
- نا مهار
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " fierce " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "fierce"
عباراتی شبیه به "fierce" با ترجمه به فارسی
-
بیرحمی · تندخویی · تندی · درنده خویی · سبعیت · شدت · وحشی گری
-
ازروی درنده خویی · باتندی · حریصانه · خشمگینانه · سخت
اضافه کردن مثال
اضافه کردن