ترجمه "filamentous" به فارسی
ریشه ای, لیف دار, میله دار بهترین ترجمه های "filamentous" به فارسی هستند.
filamentous
adjective
دستور زبان
Having the form of threads or filaments; filamented. [..]
-
ریشه ای
-
لیف دار
-
میله دار
-
نخ مانند
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " filamentous " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "filamentous" با ترجمه به فارسی
-
(برق - سیم پیچ درون لامپ) افروزه · (گیاه شناسی) میله · رشته · رشته کوچک · ریسمان مویین · لیفچه · مفتول نازک · مفتولچه · موی سیم · موی میله · موی نخ · میله ی پرچم · میلچه · نخ بسیار باریک
-
رشتهکهکشان
-
ریزرشته
-
(برق - سیم پیچ درون لامپ) افروزه · (گیاه شناسی) میله · رشته · رشته کوچک · ریسمان مویین · لیفچه · مفتول نازک · مفتولچه · موی سیم · موی میله · موی نخ · میله ی پرچم · میلچه · نخ بسیار باریک
اضافه کردن مثال
اضافه کردن