ترجمه "filar" به فارسی
ریسمانی, نخی, دارای موی نخ و لیفچه بهترین ترجمه های "filar" به فارسی هستند.
filar
adjective
دستور زبان
Of or relating to a thread or line; characterized by threads stretched across the field of view. [..]
-
ریسمانی
-
نخی
-
دارای موی نخ و لیفچه
-
ترجمه های کمتر
- موی نخدار
- وابسته به نخ
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " filar " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن