ترجمه "filler" به فارسی

آکندگر, زاموسخه, زبره بهترین ترجمه های "filler" به فارسی هستند.

filler noun دستور زبان

A subdenomination of the forint, 100 fillér = 1 forint. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • آکندگر

  • زاموسخه

  • زبره

  • ترجمه های کمتر

    • نبشی
    • لایی
    • بتونه
    • (روزنامه و غیره) مطلبی که با آن جای خالی صفحه را پر می کنند
    • (مجارستان) فیلر (واحد پول برابر با یکصدم فورینت forint)
    • آکنش گر
    • توتون درون سیگار برگ (که دور آن برگ توتون پیچیده اند)
    • خمیر و غیره که قبل از صافکاری ورنگ زدن به چوب می مالند
    • لبه گیر
    • ماده ای که برای افزودن بر غلظت یا وزن یا حجم و غیره به ماده ی دیگر می زنند
    • میله ی استحکام
    • وزن افزا
    • چگال افزا
    • کاغذی که با آن کلاسور یا پوشه و غیره را پر می کنند
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " filler " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "filler" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "filler" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه