ترجمه "filtrate" به فارسی

پالودن, آبگونه ی پالیده, صافی کردن بهترین ترجمه های "filtrate" به فارسی هستند.

filtrate verb noun دستور زبان

The liquid or solution that has passed through a filter, and which has been separated from the filtride. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • پالودن

    verb
  • آبگونه ی پالیده

  • صافی کردن

  • مایع تصفیه شده

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " filtrate " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "filtrate" با ترجمه به فارسی

  • ریزپالایش · ریزپالایی · میکروصافش
  • پالايش غشايي
  • کروماتوگرافى ژل تراوا · کروماتوگرافی ژل
  • ریزپالایش · ریزپالایی · میکروصافش
  • تصفیه · زلال سازی · صافش · عبورازسوراخ · فیلتراسیون · پالایش
  • تصفیه · زلال سازی · صافش · عبورازسوراخ · فیلتراسیون · پالایش
اضافه کردن

ترجمه های "filtrate" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه