ترجمه "fimbriated" به فارسی
حاشیه دار, ریشه دار بهترین ترجمه های "fimbriated" به فارسی هستند.
fimbriated
adjective
دستور زبان
(heraldry) Having a narrow borderline of another tincture. [..]
-
حاشیه دار
-
ریشه دار
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " fimbriated " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "fimbriated" با ترجمه به فارسی
-
(زیست شناسی) لب رشته دار · لب ساختاری
-
حاشیه · ریشه · سجافبندی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن