ترجمه "finagle" به فارسی

(از کسی) در کشیدن, (با حیله یا زرنگی) به دست آوردن, (رندانه) انجام دادن بهترین ترجمه های "finagle" به فارسی هستند.

finagle verb دستور زبان

(transitive) To obtain, arrange, or achieve by indirect and usually deceitful methods. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • (از کسی) در کشیدن

  • (با حیله یا زرنگی) به دست آوردن

  • (رندانه) انجام دادن

  • ترجمه های کمتر

    • مرد رندی کردن
    • کلاشی کردن
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " finagle " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "finagle" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه