ترجمه "fin" به فارسی
باله, بال, پر بهترین ترجمه های "fin" به فارسی هستند.
(ichthyology) One of the appendages of a fish, used to propel itself and to manoeuvre/maneuver. [..]
-
باله
nounflight control surface
Like a sad fish with fins all over.
مثل ماهی غمگینی که همه سو باله داشته باشد.
-
بال
nounHis side fins only serve to steer by.
دو بال جناح ین او فقط به کار حفظ جهت میروند.
-
پر
nounThere are about two hundred and fifty fins growing on each side of his upper CHOP
در هر طرف کل وال در حدود دویست و پنجاه پر میروید
-
ترجمه های کمتر
- پره
- فنلاند
- پنج
- بادگیر
- فنلاندی
- حائل
- خاتمه
- (امریکا- خودمانی) اسکناس پنج دلاری
- (خودمانی) دست
- (فرانسه) پایان
- باله ها(ی خود) را به شدت تکان دادن
- باله های ماهی را بریدن
- برآمدگی باله مانند
- برآمدگی یا تیغه ی ته قایق یا زیر دریایی
- دم هواپیما (بخش عمودی آن)
- دوره پنجساله
- هر چیز باله مانند: تیغه
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " fin " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
commune in the Somme department in France
"Fin" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Fin در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
تصاویر با "fin"
عباراتی شبیه به "fin" با ترجمه به فارسی
-
نهنگ خلبان بالهکوتاه
-
بالهها
-
(لاتین) تا پایان · در پایان
-
(جانور شناسی - هر یک از دو باله ای که بر گردن ماهی قرار دارند) باله ی صدری
-
(در ماهی ها) باله ی لگنی
-
فنلاند
-
(فرانسه - پایان قرن) وابسته به دهه ی آخر سده ی نوزدهم (که ویژگی آن انحطاط هنری بود)
-
رجوع شود به flipper