ترجمه "finance" به فارسی

دارایی, اقتصاد, مالیه بهترین ترجمه های "finance" به فارسی هستند.

finance verb noun دستور زبان

The management of money and other assets. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • دارایی

    noun

    To borrow or provide funding for a transaction or undertaking.

    the king worked so hard to restore the palace's finances

    پادشاه خیلی سخت کار میکند برای برگرداندن دارایی قصر

  • اقتصاد

    noun

    science of management of money and other assets

    No matter what the finance minister says, the market has spoken:

    مهم نيست وزير اقتصاد چي ميگه وضع بازار كاملا گوياست:

  • مالیه

    noun

    he lets it to the Minister of Finance

    او را هم به وزیر مالیه کرایه داده

  • ترجمه های کمتر

    • (منابع مالی شخص یا سازمان یا کشور) مالیه
    • امور مالی
    • تدارکات مالی
    • تهیه کردن سرمایه
    • دارایی شناسی
    • سرمایه (یا اعتبار مالی وغیره) فراهم کردن
    • علم مالی
    • علم مالیه
    • مال رسانی کردن
    • مالی شناسی
    • منابع مالی
    • پول رسانی کردن
    • پول یابی
    • پول یابی کردن
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " finance " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Finance
+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • دارائی- مالی

عباراتی شبیه به "finance" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "finance" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه