ترجمه "finalize" به فارسی
آزگار کردن, بسمند کردن, به فرجام رساندن بهترین ترجمه های "finalize" به فارسی هستند.
finalize
verb
دستور زبان
(transitive) To make final or firm; to finish or complete. [..]
-
آزگار کردن
-
بسمند کردن
-
به فرجام رساندن
-
ترجمه های کمتر
- به پایان رساندن (کار)
- تمام کردن
- تکمیل کردن
- کامل کردن
- یکسره کردن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " finalize " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "finalize" با ترجمه به فارسی
-
دفتر ثبت نهایی، دفتر کل
-
صورت حساب نهایی قطعی
-
غایب گرایی تخیلی
-
همانطوری که این نشان میدهد فقط یکی از آنها برای مطابقت نهایی انتخاب میشود
-
صورتهای نهایی، صورت قطعی، صورت وضعیت قطعی
-
قیمت نهائی، قیمت قطعی، اخرین قیمت
-
آخرسر · بالاخره · بعد از همه ی این حرف ها · به طور قاطع · به طور قطعی · بی برو و برگرد · بی گمان · در آخر · در پایان · درپايان · دست آخر · سرآخر · سرانجام · عاقبت · قاطعانه · نهایت
-
مصرف · مصرف نهايي
اضافه کردن مثال
اضافه کردن