ترجمه "finalization" به فارسی
فرجام, اتمام, انجام رسانی بهترین ترجمه های "finalization" به فارسی هستند.
finalization
noun
دستور زبان
The act or process of finalizing [..]
-
فرجام
For, moved by the widespread interest in the final disposition of Clyde's case
چون از یک سو بار دیگر کنجکاوی مردم نسبت به فرجام پرونده کلاید برانگیخته شده بود
-
اتمام
nounSo it was about 22 years after returning to Jerusalem that they finally finished the temple.
بنابراین، حدود ۲۲ سال بعد از بازگشت به اُورشَلیم بود که سرانجام معبد به اتمام رسید.
-
انجام رسانی
-
بپایان رسانی
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " finalization " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "finalization" با ترجمه به فارسی
-
دفتر ثبت نهایی، دفتر کل
-
صورت حساب نهایی قطعی
-
غایب گرایی تخیلی
-
همانطوری که این نشان میدهد فقط یکی از آنها برای مطابقت نهایی انتخاب میشود
-
صورتهای نهایی، صورت قطعی، صورت وضعیت قطعی
-
قیمت نهائی، قیمت قطعی، اخرین قیمت
-
آخرسر · بالاخره · بعد از همه ی این حرف ها · به طور قاطع · به طور قطعی · بی برو و برگرد · بی گمان · در آخر · در پایان · درپايان · دست آخر · سرآخر · سرانجام · عاقبت · قاطعانه · نهایت
-
مصرف · مصرف نهايي
اضافه کردن مثال
اضافه کردن