ترجمه "finality" به فارسی
قاطعیت, قطعیت, غایتمندی بهترین ترجمه های "finality" به فارسی هستند.
finality
noun
دستور زبان
The state of "being final"; the condition from which no further changes occur [..]
-
قاطعیت
I'll take care of the crew, said Waldenberg with finality.
والدنبرگ با قاطعیت گفت: من ترتیب خدمه را می دهم.
-
قطعیت
And then finally, there's how the system can handle uncertainty.
و نهایتا، به این میرسیم که چطور سیستم میتواند این عدم قطعیت را بپذیرد.
-
غایتمندی
-
ترجمه های کمتر
- فرجامش
- (جمع) چیزهای نهایی
- پسین گان
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " finality " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "finality" با ترجمه به فارسی
-
دفتر ثبت نهایی، دفتر کل
-
صورت حساب نهایی قطعی
-
غایب گرایی تخیلی
-
همانطوری که این نشان میدهد فقط یکی از آنها برای مطابقت نهایی انتخاب میشود
-
صورتهای نهایی، صورت قطعی، صورت وضعیت قطعی
-
قیمت نهائی، قیمت قطعی، اخرین قیمت
-
آخرسر · بالاخره · بعد از همه ی این حرف ها · به طور قاطع · به طور قطعی · بی برو و برگرد · بی گمان · در آخر · در پایان · درپايان · دست آخر · سرآخر · سرانجام · عاقبت · قاطعانه · نهایت
-
مصرف · مصرف نهايي
اضافه کردن مثال
اضافه کردن