ترجمه "firefighter" به فارسی

ماموراتش نشانی, مأمور آتشنشانی, آتش نشان بهترین ترجمه های "firefighter" به فارسی هستند.

firefighter noun دستور زبان

A person who puts out fires. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • ماموراتش نشانی

    a person who puts out fires

  • مأمور آتشنشانی

    rescuer trained to extinguish hazardous fires

  • آتش نشان

    Every firefighter gets a new one every year.

    با ماسک اکسیژنش هر آتش نشان سالی یدونه جدید دریافت میکنه

  • مامور آتش نشانی

    He was a firefighter.

    اون مامور آتش نشانی بود.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " firefighter " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Firefighter
+ اضافه کردن

"Firefighter" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Firefighter در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

تصاویر با "firefighter"

عباراتی شبیه به "firefighter" با ترجمه به فارسی

  • آتشنشانی
  • آتشنشانان
  • (ارتش - برخورد و تیر اندازی شدید دو یکان کوچک) مبادله ی آتش · تیر جنگی
اضافه کردن

ترجمه های "firefighter" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه