ترجمه "fireless" به فارسی
بدون آتش, بی آتش, بی آتش سوزی بهترین ترجمه های "fireless" به فارسی هستند.
fireless
adjective
دستور زبان
Without fire. [..]
-
بدون آتش
the sight of the empty chair and fireless hearth chilled me.
از دیدن منظره صندلی خالی و بخاری بدون آتش احساس سردی و افسردگی کردم.
-
بی آتش
They were beside the fireless fire place, in the evening.
شبی هردو در کنار بخاری دیواری بی آتش نشسته بودند.
-
بی آتش سوزی
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " fireless " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن