ترجمه "fireman" به فارسی
سوخت, (خودمانی - بیس بال) بازیکن ذخیره, (در کشتی) ناوی موتورخانه بهترین ترجمه های "fireman" به فارسی هستند.
fireman
noun
دستور زبان
(firefighting) Someone (implied male) who is skilled in the work of fighting fire. [..]
-
سوخت
noun -
(خودمانی - بیس بال) بازیکن ذخیره
-
(در کشتی) ناوی موتورخانه
-
ترجمه های کمتر
- آتش تاب (کسی که مرتب به تنور یا کوره و غیره سوخت می خوراند)
- آتش کار
- تون تاب
- تون چی
- رجوع شود به firefighter
- سوخت گیر
- متصدی آتش خانه
- کوره تاب
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " fireman " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "fireman"
عباراتی شبیه به "fireman" با ترجمه به فارسی
-
(امریکا - عامیانه) · توریست ولخرج · مهمان دولتی · مهمان عالیقدر
اضافه کردن مثال
اضافه کردن