ترجمه "firefighting" به فارسی
آتشنشانی ترجمه "firefighting" به فارسی است.
firefighting
noun
دستور زبان
(firefighting) extinguishing a fire; the profession of being a firefighter [..]
-
آتشنشانی
nounactions to protect people, animals, goods, lands, and other objects from fire
There's a firefighter that's stuck, actually, in traffic,
و یک ماشین آتشنشانی را نشان میدهد که در ترافیک گرفتار شده،
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " firefighting " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "firefighting" با ترجمه به فارسی
-
آتش نشان · مأمور آتشنشانی · مامور آتش نشانی · ماموراتش نشانی
-
آتشنشانان
-
(ارتش - برخورد و تیر اندازی شدید دو یکان کوچک) مبادله ی آتش · تیر جنگی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن