ترجمه "fiscal" به فارسی

مالی, مالي, مالیاتی بهترین ترجمه های "fiscal" به فارسی هستند.

fiscal adjective noun دستور زبان

Related to the treasury of a country, company, region or city, particularly to government spending and revenue. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • مالی

    noun proper

    I went through these ledgers for months, and I got through one fiscal year.

    من ماه ها این دفاتر رو بررسی کردم و تازه تونستم یک سال مالی رو تموم کنم

  • مالي

    Had he done it at the start of the fiscal year, no problemo.

    اگر اول سال مالي ميافتاد ، مشکلي نبود.

  • مالیاتی

  • ترجمه های کمتر

    • (در برخی کشورهای اروپا) مدعی العموم
    • بودجه ای
    • سیاست اقتصادی که هدفش ثبات اقتصادی و اشغال کامل است (در مقایسه با: Keynsian)
    • وابسته به خزانه داری و درآمدهای دولت
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " fiscal " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "fiscal" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "fiscal" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه