ترجمه "firth" به فارسی

خور, خلیج کوچک, شاخابه (شاخه ای از دریا که در خشکی پیشرفته است) بهترین ترجمه های "firth" به فارسی هستند.

firth noun دستور زبان

An arm of the sea; a frith. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • خور

    noun

    word in the Lowland Scots language and in English used to denote various coastal waters in Scotland and England

  • خلیج کوچک

  • شاخابه (شاخه ای از دریا که در خشکی پیشرفته است)

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " firth " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Firth proper noun

A surname. [..]

+ اضافه کردن

"Firth" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Firth در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

عباراتی شبیه به "firth" با ترجمه به فارسی

  • (شاخه ای از دریای ایرلند که میان بخشی از انگلیس و اسکاتلند قرار دارد) دریای سلوای
  • آب شاخه ی مورای (پیش رفتگی دریای شمال در ساحل شمال خاوری اسکاتلند)
اضافه کردن

ترجمه های "firth" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه