ترجمه "firstling" به فارسی

(از هر چیز) نخستین, (اولین بچه ی جانور) نخست زاده, (اولین محصول) نوبر بهترین ترجمه های "firstling" به فارسی هستند.

firstling noun adjective دستور زبان

The first produce or result, notably firstborn offspring. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • (از هر چیز) نخستین

  • (اولین بچه ی جانور) نخست زاده

  • (اولین محصول) نوبر

  • ترجمه های کمتر

    • توله ی اول
    • پیش رسیده
    • پیش چین
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " firstling " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "firstling" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه