ترجمه "firsthand" به فارسی

اصیل, دست اول بهترین ترجمه های "firsthand" به فارسی هستند.

firsthand adjective adverb دستور زبان

Direct, without intermediate stages. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • اصیل

    adjective
  • دست اول

    so you can see firsthand the type of dog food

    شما میتونید مدل دست اول غذای سگ بنجلتون را ببینید

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " firsthand " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "firsthand" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه