ترجمه "fistic" به فارسی

مشتی, مشت بازانه, وابسته به مشت بازی بهترین ترجمه های "fistic" به فارسی هستند.

fistic adjective دستور زبان

Of or pertaining to boxing or fighting with fists. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • مشتی

  • مشت بازانه

  • وابسته به مشت بازی

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " fistic " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "fistic" با ترجمه به فارسی

  • مربوط یه مشت زنی · وابسته به مشت زنی
اضافه کردن

ترجمه های "fistic" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه