ترجمه "fisting" به فارسی

مشت کردن ترجمه "fisting" به فارسی است.

fisting noun verb دستور زبان

(slang) The sexual practice of inserting one or both hands into the vagina or rectum of one's sexual partner. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • مشت کردن

    Scarlett's nails dug into her palms as she clenched her fists.

    دستش را مشت کرد و فشرد، آنچنان محکم که ناخنها در گوشت فرو رفت.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " fisting " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "fisting" با ترجمه به فارسی

  • (عامیانه) دست · (محکم) نگه داشتن · (مشت را) گره کردن · (چاپ) نشان مشت (که برای جلب کردن توجه به چیزی به کار می رود) · با مشت زدن · مشت · چنگال · گرفتن
  • خسیس
  • مشت
  • دست از خسیس بازی بردار
  • جانانه · دو مشته · دو مشتی · قادر به کار بردن هر دو مشت · مردانه · نیرومند · کاری
  • بی دست
  • تنی چند · رجوع شود به handful · مشت · مشتی · یک مشت پر
  • (به کار بردن زور و تهدید در روابط بین المللی) مشت آهنین
اضافه کردن

ترجمه های "fisting" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه