ترجمه "fist" به فارسی

مشت, گرفتن, چنگال بهترین ترجمه های "fist" به فارسی هستند.

fist verb noun دستور زبان

hand with the fingers clenched or curled inward [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • مشت

    noun

    clenched hand [..]

    Words hurt more than fists.

    کلمات بیشتر از مشت ها آسیب می زنند.

  • گرفتن

    verb
  • چنگال

    noun
  • ترجمه های کمتر

    • (عامیانه) دست
    • (محکم) نگه داشتن
    • (مشت را) گره کردن
    • (چاپ) نشان مشت (که برای جلب کردن توجه به چیزی به کار می رود)
    • با مشت زدن
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " fist " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

FIST abbreviation

Future Infantry Soldier Technology

+ اضافه کردن

"FIST" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای FIST در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

تصاویر با "fist"

عباراتی شبیه به "fist" با ترجمه به فارسی

  • خسیس
  • مشت
  • دست از خسیس بازی بردار
  • جانانه · دو مشته · دو مشتی · قادر به کار بردن هر دو مشت · مردانه · نیرومند · کاری
  • بی دست
  • مشت کردن
  • تنی چند · رجوع شود به handful · مشت · مشتی · یک مشت پر
  • (به کار بردن زور و تهدید در روابط بین المللی) مشت آهنین
اضافه کردن

ترجمه های "fist" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه