ترجمه "fissiped" به فارسی

(جانور شناسی - دارای انگشتان مجزا از هم) پنجه دار, شکافته انگشت, چاک انگشت بهترین ترجمه های "fissiped" به فارسی هستند.

fissiped adjective noun دستور زبان

Having the toes separated from each other [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • (جانور شناسی - دارای انگشتان مجزا از هم) پنجه دار

  • شکافته انگشت

  • چاک انگشت

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " fissiped " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "fissiped" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه