ترجمه "fission" به فارسی
انشقاق, شکافتگی, شکافش بهترین ترجمه های "fission" به فارسی هستند.
fission
verb
noun
دستور زبان
The process whereby one item splits to become two. [..]
-
انشقاق
noun -
شکافتگی
-
شکافش
-
ترجمه های کمتر
- کافتن
- (اتم) دارای کافش اتمی کردن یا شدن
- (اتم) کافش
- (زیست شناسی - تولید مثل از راه تقسیم به دو یا چند بخش برابر) شکافت
- شکافت یاخته
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " fission " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "fission" با ترجمه به فارسی
-
شکافت پذیر · قابل شکستن وتقسیم
-
شکافت خود به خود
-
انشقاق · شکافت اتمی · شکافت هستهای · کافش هسته ای
-
(زیست شناسی - باروری غیرمقاربتی آغازیان تک یاخته ای از طریق تقسیم یاخته به دو بخش برابر) شکافش دوگانه · تقسیم دوتایی · شکافتگی دوتایی
-
بمب اتمی · بمب شکافت
-
وابسته به شکستن هسته اتم
اضافه کردن مثال
اضافه کردن